تبليغاتX
کرجی ها
سلام به تمامی دوستداران اینترنت

امروز خبرم در مورد وبلاگ نویسا میشه مخصوصا از نوع کرجیهاش.

وب سایت کرجیها (www.karajiha.ir) بعد از قرنی تصمیم گرفت وبلاگ نویسی رو تو کرج حرفه ای کنه برهمین اساس گروه وبلاگ نویسان کرج رو تشکیل داده.

عضویت در این گروه شرایط خاصی نداره فقط باید حداقل دارای یک وبلاگ بوده و در سایت کرجیها دارای عضویت باشد.

حالا این گروه چه مزایای داره که من دارم خودمو براش میکشم:

اول از همه خودم فعلا مدیرشم.

۱-دریافت خبرنامه مخصوص گروه.

۲- بحث و تبادل نظر در مورد وبلاگ نویسی مخصوصا وبلاگ های عضو شده.

۳-معرفی تک به تک تمامی وبلاگ های عضو شده به کاربران.

۴-اجماع تمامی وبلاگ های کرج واستفاده راحت کاربران برای بازدید وبلاگ ها که این خودش کلی تبلیغه.

۵-تشکیل گردهمایی های مخصوص وبلاگ نویسی در کرج مخصوص اعضا این گروه.

۶-کمک در جهت ارتقا وبلاگ عضو شده.

۷- چند برابر شدن بازدید کنندگان به واسطه عضو شدن در این گروه ونمایش لینک شما در گروه.

و چند مورد دیگر که هنوز تصمیم گیری نشده است در مراحل بعدی به اطلاعتون میرسونم.

حالا میرسیم سر اصل مطلب که چه جوری باید عضو این گروه بشیم:

برای عضویت اول به وب سایت کرجیها رفته و به لینک مخصوص عضویت مراجعه کنید بعداز اینکه به خوبی و خوشی مراحل عضویت  در این سایت را گذراندید فقط کافی است به قسمت گروهای کاربران رفته وبا فشار دادن گزینه عضویت در گروه وبلاگ نویسان کرج عضو گردید.

نکته:درموقع عضوشدن درسایت ایمیل و آدرس صفحه شخصی(وبلاگ)رو حتما قرار بدید تا همکاری بهتری باشما داشته باشیم.

از همه وبلاگ نویسان کرجی (و غیر کرجی کی به کیه) تقاضا دارم اول از همه عضو این گروه شوند و به این مطلب لینک دهند. که با عضویت در این گروه اولین گام برای وبلاگ نویسی حرفه ای در کرج برداشته میشود وهمچنین باعث اقتدار گروه میگردد.

                                                                                             پاینده باشید

                                             -------------------------------------

برای شنیدن برنامه این هفته تهران اف ام(رادیو هفتگی)اینجا راکلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

نمیدونم چی باید بگم اصلا از کجا بگم وقتی داشتم کتاب الاختصاص رو ورق میزدم صفحه ۱۰۸و۱۰۹ با مطلب جالبی برخورد کردم مطلبی که هر مخلوقی رو به فکر میبره خودتون میتونین حدیثی که نقل شده بخونید بعد در موردش فکر کنید و نظر بدید:

قنبر میگوید:روزی به همراه امیرالمومنین(ع) و به اتفاق اصحاب از کوفه خارج شدیم.امیرالمومنین(ع) به من فرمودند: ای قنبر! آیا میبینی آنچه را که من میبینم؟ گفتم :ای امیرالمونین(ع)!خداوند چشمانت را به به نوری روشن کرده که چیزهایی را می بیند که چشمان ما از دیدن آنها محروم است. سپس حضزت رو کردند به اصحاب و فرمودند: ای اصحاب!آیا شما می بینید آنچه را که من میبینم؟اصحاب درجواب اکتفا کردند به آنچه که من در جواب امیرالمونین(ع) گفته بودم.

سپس امیرالمومنین(ع)فرمودند:به خدا قسم!الان شما می بینید آنچه را که من میبینم و میشنوید آنچه را که من میشنوم. چیزی نگذشت که پیرمردی(ابلیس)عظیم الجثه ودارای قامتی بلند با چشمانی که به شکل طولی خلقت یافته بودند.ظاهر گشت و به طرف ما آمد و گفت:السلام علیک یا امیرالمومنین و رحمه الله وبرکاته.امیرالمونین(ع) به آن پیرمرد فرمودند:چه میخواهی ای لعین؟ آن پیرمرد(ابلیس) گفت به خداوند قسم!میخواهم حدیثی را که خود از خدای عز وجل شنیده ام برایت نقل کنم:هنگامیکه بخاطر خطای خود از آسمان هفتم به آسمان چهارم فرود آمدم به خداوند عرض کردم آیا کسی را آفریده ای که از من پست تر وسیاه روزتر باشد؟!خداوند تبارک وتعالی وحی کرد:بله.برو به سوی مالک جهنم و از او بخواه تا ان شخص را به تو نشان دهد. سپس به سوی مالک جهنم رفتم وبر او سلام کردم و گفتم:خدایت سلامت را میرساند و میگوید که به من نشان بده آن کسی که از من بدبخت تروسیاه روزتر است. مالک جهنم مرا به سوی طبقه اول جهنم بالا برد هنگامیکه به انجا رسیدیم آتش سیاه رنگی از آن خارج شد بگونه ای که من گمان کردم الان مارا در بر میگیرد در این هنگام مالک جهنم به آتش امر کرد تا ارام باشد و آتش آرام شد.سپس مرا به سوی طبقه دوم بالا برد هنگامی که به آنجا رسیدیم آتشی از آن زبانه کشید که از آتش طبقه اول سیاه تر و گرمتر بود در این هنگام مالک جهنم به آتش گفت فرو بنشین و آتش فرو نشست.سپس مالک جهنم مرا به سوی طبقه هفتم جهنم بالا برد در این هنگام آتشی از آن زبانه کشید که گمان کردم الان من ومالک وتمام آنچه خدای عزوجل خلق کرده را در بر میگرد.سپس دستانم را برروی سرم گذاشتم و به مالک گفتم:امر کن به آتش فرو نشیند و الا اگر فروننشیند از شدت حرارت آن میمیرم.مالک جهنم گفت:تو تا وقت معلوم نخواهی مرد. پس مالک جهنم آتش را امر کرد تا فرود نشیند و آتش فرو نشست.در این حال دو مرد را دیدم که سلسله هایی از غل و زنجیر در گردنهایشان می باشددر حالیکه از بالا به این سلسله ها آویزان می باشندو برروی سرشان گروهی بودند که در دستشان عمودهایی از آهن بود و به طور مداوم بر سر انها میکوبیدند.از مالک جهنم در مورد هویت انها پرسیدم. مالک جهنم گفت:آیا دوهزار سال قبل از اینکه خداوند دنیا را خلق کند بر ساق عرش نخوانده ای (لااله الله محمدرسول الله ابدته و نصرته بعلی)؟سپس گفت این دونفر از دشمنان آنها هستند.

انشالله خدا همه مارو از بندگان صالح خودش قرار بده خداجون نوکرتم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

سلام به یاران و همراهان

اول از همه این ایام مبارک رو به همگی تبریک میگم امیدوارم به برکت این اعیاد عزیز روزهای خوش و جیب های پر از پول داشته باشید. امروز براتون برنامه ها داریم آقا.من تا چند وقت پیش فکر میکردم تخم مرغ فقط به درد خوردن میخوره ولی فهمیدم که نه بابا اینطورا هم نیست میتونید ببینید:

با اين آزمايش ساده شما مي توانيد دوستان خود را متعجب سازيد و هم به يك راز مهم علمي پي ببريد. چگونه ممكن است يك تخم مرغ را بدون شكستن آن از دهانه يك بطري به داخلش وارد كرد؟ اين كار ساده است ودرعين حال به مقدماتي نياز دارد:تخم مرغ معمولي خام را مدت دو روز در داخل سركه نگهداريد. در انتهاي اين مدت بي آنكه تغيير شكل يا تغيير رنگ دهد پوست آن نرم مي شود. اكنون آن را از سركه خارج كرده ودر دهانه بطري قرار دهيد. نيروي ثقل باعث مي شود كه تخم مرغ نرم به تدريج در دهانه بطري وارد شده ودر آن پايين مي رود. اين تخم مرغ پس از افتادن به ته بطري مجددا تغيير وضعيت داده و به حالت اوليه در می آيد.

مطلب بعدی مربوط به وب سایت کرجیها هستش والا آقا مدیر یه کارایی کرده برای تبلیغات که لینک مستقیم مطلبو گذاشتم تا خودتون بخونیدش.

امروز شنبه هستش پس طبق روال باید بریم سراغ رادیواینترنتی هفتگی تهران اف ام ببینیم این هفته چه برنامه هایی برای شما تهیه شده:

برای شنیدن برنامه این هفته که مدتش نیم ساعته اینجا رو کلیک کنید تا پخش بی دردسر و اتوماتیک برنامه شروع شه ( برای اینترنت با سرعت پایین این روش فوق العادست ) 

اگر می خواهید برنامه رو با فرمت MP3  دانلود کنید اینجا رو کلیک کنید ( حجم برنامه ۳.۳ مگابایته )

اما تو برنامه این هفته چیا براتون داریم :

۱-سر انجام طلسمو می شکونیم میریم رشت و با سهیل صحبت می کنیم در مورد حال و هوای تابستان رشت...

۲- آرش دست ما رو میگیره و تو خیابونای تهرون پرسه می زنیم و با پدیده ی نقاشی دیواری روی در و دیوار خیابونای شهر آشنا میشیم...

۳- در بخش نگاهی به وبلاگ ها در هفته ای که گذشت یکی از نوشته های باحال و خیلی قشنگ « آرایه» رو می شنویم از وبلاگ پندار نیک آرایه خانم محبت کرده مطلب وبلاگش رو با صدای خودش برامون فرستاده و ما هم براتون پخشش می کنیم.

۴- و مثل همیشه نگاهی می اندازیم به جدول پرفروش ترین فیلمهای سینمای آمریکا که آرش زحمتشو کشیده ( آرش این هفته کلی راه مسافرت کرده آمده پیش ما و در تمام طول برنامه با ما هست )

همه اینها به همراه کلی آهنگ و بگو و بخند ... حتما بشنوید .

در ضمن بچه هایی که می خوان تو کار تهیه برنامه ها به ما کمک کنن و یا دوستایی که وبلاگ می نویسن و می خوان مطلب وبلاگشون رو با صدای خودشون پخش کنیم ( به شرط اینکه به حال و هوای پادکست ما بخوره ) با ما تماس بگیرن...

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 6:30 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

عشق از این نوعشسلام به همه عشاق شکست خورده (به قول فرزاد حسنی)

راستشو بخواین  مثل اینکه امروز روز آپ کردن نیست دودفعه نوشتم (نمیدونی چه صغرا کبرایی راه انداخته بودم)ولی یهو همش پاک شد خدا سومیش رو به خیر کنه.

درمورد عکس بگم کسی که به رفیقتون خیانت کنه مطمئنا با شما هم همونکاررو انجام میده. رفاقت چیزی نیست که یکی دوروزه بدست بیاد عمرها باید طی بشه (پس سعی نکنید مخ معشوق رفیقتون رو بزنید)دست رو دست زیاده (آره قربونش فردا هم یکی پیدا میشه...).

یه خبر خوش هم برای شنوندگان رادیو دارم(باقلوا) وبلاگ کرجیها همکاری خود رو با گروه رادیو اینترنتی هفتگی تهران اف ام شروع کرد .هر شنبه میتونید برنامه های جدید این رادیو را در این وبلاگ گوش کنید این رو هم بگم خیلی راحت وبدون دانلود کردن میشه استفاده کرد(خیلی خوبه)در همین راستا امروز دوبرنامه هفته پیش رو براتون میزارم و از هفته دیگه هر شنبه منتظر باشید تا ما با برنامه های بی نظیر بیایم پیشتون .فقط خواهشی که دارم این هست که چون برنامه های رادیویی خیلی پر درد سر(اکیپ تهیه برنامه به صورت شبانه روزی در طی یک هفته مشغول ضبط برنامه هستند)و پر خرج میباشد خواهش میکنم ما را بانظرات پویا و ماندگار خود خوشحال کنید.در زیر میتونید از برنامه های این رادیو استفاده کنید.

تو اولين برنامه تهران اف ام براتون چه آشي پختيم؟

سرنوشت رقص ايراني بعد از انقلاب در داخل كشور ، با پيمان هنرمند رقصنده گفتگو مي كنيم و رقص در داخل كشور رو زير ذره بين مي زاريم.

آرش دست ما رو ميگيره ميبره هاليوود و پرفروش ترين فيلمهاي آمريكا رو برامون دون مي كنه ( مثل انار )

شما تا حالا به اورژانس ، آتش نشاني يا پليس صد و ده زنگ زدين ؟ اگر زنگ زدين چي گفتين و چي شنيدين؟ دستتون رو مي گيريم باهم مي ريم به اورژانسو آتش نشاني ببينيم اونجا چه خبره ؟ ولي مثل اينكه همچينا هم اوضاع مساعد نيست ( اي بابا )

توي اين تابستون گرم دل به دريا مي زنيم ميريم رشت و از حال و هواي رشت خبر مي گيريم در گفتگويي با سهيل ، همكار تهران اف ام در اين شهر .

كلي هم براتون آهنگ و موزيك خونگي داريم ( تعجب نكنيد ، آهنگ خونگي هم مثل سمنوي خونگي و شيريني خونگي وجود داره !‌) ، بشنويدش...

برای شنیدن قسمت اول برنامه اینجا رو کلیک کنید

اینم از دومین برنامه رادیو هفتگی تهران اف

تو برنامه این هفته میشنویم از :

۱- قسمت دوم سریال رقص ایرانی و حکایت رقص ایرانی بعد از انقلاب

۲-طبق معمول هر هفته میریم هالیوود و از جدول فیلمهای سینمای آمریکا در هفته گذشته با خبر می شیم.

۳- از این هفته یک برنامه جدید داریم براتون که در اون به وبلاگها نگاه می اندازیم در هفته ای که گذشت

۴ - در بدون شرح اینبار به سراغ تلویزیون های لوس آنجلس میریم واز دعواهای بین این تلویزیونا می شنویم!

۵- بازم میریم سینما و به تماشای فیلم " سالاد فصل" می نشینیم و قسمت هایی از صدای فیلم رو هم میشنویم

همه اینها به همراه کلی موزیک و آهنگ در برنامه این هفته... منتظر نظراتون هستیم.

برای گوش کردن به قسمت دوم برنامه اینجارو کلیک کنید.

شما میتونید با کلیداینجا به سایت تهران اف ام مراجعه کنید.

منتظر نظرات شما هستیم امیدوارم از برنامه های رادیو اینترنتی تهران اف ام خوشتون بیاد در ضمن کرجیها با موضوعات اجتماعی هم کار خودش را همچنان ادامه میده.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

تاثیر سن برروی ارتفاع کمربندسلام به همه سوگلی های من

 ما هم خیلی طرف دار داشتیما خودمون خبر نداریم دست همتون درد نکنه امیدوارم بتونم محبت های بی دریغ شما رو جبران کنم.اینا رو هم تقدیم میکنم به همه اونایی که منو دوست دارند( این برای لپ سمت چپاین هم برای لپ سمت راست)

امروز براتون در مورد کمربند صحبت میکنم شی ناشناخته ای که تاثیر صددرصدی در  ایجاد مد داره یعنی یکی از ارکان مد هستش حالا برای چی من که نمیدونم اما یه سوال؟ کسی میدونه چرا با بالا رفتن سن کمربندها هم بالا تر میره(آخه این چی بود تو نوشتی معلومه این مد دیگه)پس اینطور باید نتیجه بگیریم که در تمام سنین از مد تبعیت میشه (پس اینهمه که میگن مد آفت هستش و باید لباس ملی درست کنیم چیه؟) هر کی تونست بگه رهنموداش رو از ما دریغ نکنه.

اصلامگه میشه یه لباس رو تن همه کرد. یکی از روحانیون داشت درمورد مد صحبت میکرد اینو گفت:دلیلی نیست که همه یه جور لباس به تن کنند در زمان حضرت علی (ع)لباس های سفید رنگ در اصطلاح مد بود دلیل نمیشد در زمان امام جعفر صادق (ع) که لباس های رنگی رو بورس بود همه لباس سفید بپوشند چون عرف نمیپذیره.

سرتونو درد نیارم من که نفهمیدم  چی نوشتم البته اصلا خودتونو ناراحت نکنید بعضی ها کار ترجمه انجام میدن هر جاشو که نفهمیدید بفرمایید براتون ترجمه میکنه(البته رایگان).

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

سلام موضوع گیر نیومد گفتم امروز یه خاطره از سربازیم براتون بنویسم برای من که خیلی جالب بود حالا برای شما..........................نمیدونم امیدوارم خوشتون بیاد اگه خوشتون اومد مارو از نظراتتون بی نصیب نزارید.

ما یه روز تو ستاد گردان نشسته بودیم که دیدیم فرمانده گردان مثل فشنگ داره فرار میکنه در حین اینکه میخواستیم بریم بیرون ببینیم چه اتفاقی افتاده دیدیم جانشین فرمانده گردان هم فشنگ شده داره میره دنبال فرمانده گردان وهی میزنه پشت این بنده خدا بعد از پرس و جو فهمیدیم که قند گیر کرده تو گلوی فرمانده داره خفه میشه(ای کاش زودتر) در همین گیر و دار بود که جانشین جیغ میزد امربر(تو مایه های آبدارچی) آب آب بیار این امربر از همه جا بی خبر هم فکر کرده بود با این همه سر وصدا جایی آتیش گرفته و به اون میگن آب بیار تا آتیش رو خاموش کنیم.دیدیم که آقای امربر با یه آفتابه آب داره میاد میگه جناب سرگرد کجا بریزم؟کجا آتیش گرفته؟همین جا بود که قند تو گلوی فرمانده آب شدو خفه نشد(حیف) همه زدیم زیر خنده. این خاطره تا دو سه ماه نقل محافل پادگان بود آخ چه بد میشه بجای یه لیوان آب یه آفتابه آب برای آدم بیارند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

امیدوارم خوشتون اومده باشه خلاصه اگه خدمت نرفتید و قصد رفتن دارید امروز و فردا نکنید چون وقتی میری خدمت کنی میگی ای کاش حتی یه روز زودتر اومده بودم تا این خدمت هم یه روز زودتر تموم بشه(ایول نصیحت) 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 10:42 قبل از ظهر  توسط پوریا  |