تبليغاتX
کرجی ها

سلام

اول از همه اومدم بگم که به علت مشغله زیاد وبلاگ رو تا اطلاع ثانوی تعطیل میکنم ولی شما دوستان عزیز رو تنها نمیزارم شما عزیزان میتونید با استفاده از بنر بالا تشریف بیارید وب سایت کرجیها در خدمت هستیم(به صرف شام و شیرینی)البته باید بگم افطار در ضمن فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو هم به همگی تبریک میگم.

                                               ----------------------------------

حالا که اومدم بزارین  چند جمله ای هم بنویسمو برم .

نمیدونم تو خدمت چه حسی به آدم دست میده که دوست داره تمام اعمال دینی شو به درستی انجام بده بچه ها همیشه سروقت نماز میخوندن روزه هاشونو خیلی دقت داشتند تا باطل نشه خلاصه هرکاری میکردند تا خدا ازشون راضی باشه البته ناگفته نمونه یه حس رقابتی هم بین بچه ها بود (تا باشه از این رقابتا) خلاصه کلام خدمتتون عارضم پارسال ماه رمضون به ما یه ماموریتی خورد که با بروبچ گردانو جمع کردیم رفتیم اراک (خدا لعنت کنه آمریکا و اسراییل رو که مارو آواره بیابونا کردن) قرار شد که ما یکی از توپها رو جابه جا کنیم جاتون خالی با زبون روزه دوازده بار یه کوه بزرگی رو که نمیدونم اندازش چقدر بود ولی طوری بود که آدم سیر هم یه دفعه میومد بالا دیگه نمیتونست برگرده.

وقتی یاد اون لحظات میفتم پیش خودم میگم که لطف خدا بود که بچه ها میتونستند اینهمه فشار رو تحمل کنند وقتی یاد بچه هایی میفتم که خیلی راحت با خدای خودشون رازو نیاز میکردن دلم میخواد بازم اونجا بودم. واقعا وقتی شیردلاوران ارتشی رو میدیدم یاد خاطراتی که قدیمی ها برامون تعریف میکردن میفتادم.یکی از شجاعت ها میگفت یکی از بزدلی های دشمن میگفت یکی دیگه از زکاوت خودی ها میگفت که چه جوری عراقی ها رو سرکار میزاشتن همیشه هم به ما میگفتن که شماها جای اونا رو گرفتید با لطف خدا جای شهدا باز پر شده و ما احساس کمبودی نمیکنیم واقعا همین طور بود بچه هایی که شاید اگه فرصتش پیش میومد همون دلاوریهای هشت سال دفاع مقدسو نشون دشمن میدادند از همین جا میگم که همه بدونند خدا نکنه روزی توی این مملکت جنگ بشه ولی اگه هم شد شیردلاوران ایرانی تا آخرین نفس جلوی اهریمن خواهند ایستاد.

                                               ----------------------------------

                                        خدا نگهدارشما دوستان عزیزم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 5:13 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

از مضررات مصرف نوشابه های الکلی هرچه گفته شود بازهم کم است. در اینجا می خواهم راجع به تاتثر متقابل مصرف این نوشابه ها هنگامی که در حال مصرف دارو هستیم صحبت کنیم.
بله این واقعیت دارد که بسیاری از داروهایی که پزشکان برای بیماران خود تجویز می کنند در مقابل الکل از خود واکنش های نا مناسب نشان می دهند و احتمال بیشتر شدن بیماری یا بوجود آمدن جراحت های جدید را افزایش می دهد. بررسی های انجام شده نشان میدهد که دست کم 25 درصد از پذیرش فوریت های پزشکی در ایالات متحده به این مسئله مربوط می شود. همچنین آمار نشان می دهد که درصد بالایی از مرگ و میرهای اورژانسی بخاطر مصرف توام نوشابه های الکلی با انواع مواد مخدر می باشد. 
داروها برای تاثیر گزاری وارد خود می شوند و توسط جریان خون به محلی که باید در آنجا بیشترین اثر را بگذارند می رسند و در آنجا تاثیر لازم را بر آن عضو یا بافت مورد نظر می گذارند. سپس به تدریج بر اثر فعالیت و تحولات درونی بدن تاثیر آنها کمتر و کمتر می شود. الکل هم عینا" مانند دارو عمل می کند با این تفاوت که مقصد نهایی آن بطور مشخص مغز انسان می باشد. تاثیری که مصرف توام این دو می تواند بگذارد آن است که الکل می تواند در جریان حرکت دارو در بدن اختلال ایجاد کند.
یک اشکال می تواند آن باشد که میان الکل و دارو برای گردش در جریان خون و رسیدن به عضو مورد نظر، یک رقابت بوجود آید. بنابراین با توجه به میزان مصرف الکل ممکن است دارو به هیچ وجه اثربخشی لازم را نداشته باشد و یا برای اثربخشی آن مجبور شویم مقدار استفاده از آن را زیاد کنیم. معمولا" بیماران سرخود با مشاهده این موضوع میزان مصرف دارو را بالا می برند بدون توجه به آنکه مصرف زیاد این دارو ممکن است عوارض جانبی ناخوشایندی داشته باشد.
خطر بزرگ دیگر آن است که داروی مصرفی ممکن است رفتار الکل را در بدن تغییر دهد که در آنصورت ممکن است صدمات جبران ناپذیری به مغز و بدن انسان وارد آید. لازم به ذکر است که در حالت کلی آنزیمهای فعال شده توسط الکل در بدن میتوانند بسادگی به جگر و سایر اعضای بدن انسان جراحت های جبران ناپذیر وارد کنند.
                                                  ---------------------------
برای شنیدن رادیو هفتگی تهران اف ام میتوانید اینجا را کلیک کنید.
برو بچ این هفته تهران اف ام ترکونده تشریف ببرید گوش بدید خودتون میفهمین در ضمن یکی از مطلب های وبلاگ کرجیها رو هم تو نگاهی از وبلاگ ها اجرا کرده.من از همینجا به گروه تهران اف ام مخصوصا آقا شروین خسته نباشید میگم دستتون درد نکنه.
                                                 ---------------------------
برای تبلیغ رایگان وبلاگ یا وب سایت خود به اینجا مراجعه نمایید.
+ نوشته شده در  شنبه نهم مهر 1384ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

 او در دبيرستان دلگشا درس خواند در دوران تحصيل شاگرد خيلي خوبي بود سه برادر دارد . برادر بزرگتر در ايران است و سالهاست در ادبيات و موسيقي فعاليت ميکند. دو برادر ديگر مدت بيست سال است که در سوئد زندگي ميکنند. هميشه نمرات زيست شناسي و ادبيات مهران عالي بود حتي گاهي اوقات معلم ادبياتش کلاس را در اختيار مهران مي گذاشت و ميرفت. اما در رياضيات هميشه کم هوش بود و هنوز هم علت رياضيات را در جهان نمي داند.

مهران مديري سال 1340 در ميدان بروجردي سر آسياب دولاب به دنيا آمد . او با فقر چندان هم غريب نيست البته در زمان نوجواني او اکثر خانواده ها چنين زندگي داشتند . او در کودکي هيچ وقت آرزوي خاصي نداشت يعني آدم دم دمي بود . مثلا دوست داشت زيست شناس شود و هنوز هم دوست دارد . او از بچگي با کتاب هاي برادرش که زيست شناسي خوانده بود ور ميرفت . شايد يکي از طولاني ترين آرزوهاي او کارهاي تحقيقي در باره زندگي حيوانات بود و هنوز هم علاقه مند است . فيلم هاي مورد علاقه او فيلم هاي مستند هستند .

مديري چيزي را که نمي داند آرزوست يا نه فيلم سازي است آن هم در نوع جدي تا طنز چرا که به کار جدي بيشتر از طنز علاقه دارد و اصلا اتفاقي هم وارد کار طنز شده است. اتفاقي علي عمراني پيشنهاد همکاري در نوروز 72 را به او داد و به اين ترتيب کار طنز شروع شد . آنهايي که مهران مديري را در سال 62 در تئاتر هملت با آن چهره غمگين و دراماتيک ديدند اين فکر حتي از دورترين نقطه ذهن شان هم نمي گذشت که اين جوان روزي يکي از بزرگ ترين کمدينهای ايران شود و البته قبل اين کار هم دو کار تئاتر طنز انجام داده بود يکي از آنها پانسيون نام داشت. و در سال 1366 در تالار مولوي تهران اجرا شد. مهران از زمان انقلاب تا سال 1371، 18 يا 19 کار  به غير از يکي که به عنوان آهنگ ساز همکاري کرده بقيه اش بازي گر بوده ، مثل نمايش هملت و سيمرغ با دکتر صادقي ، کيسه بوکس کار علي موذني و...

او در راديو هم کار کرده چند کار تلويزيوني هم بعد از نمايش ها داشته يکي با  خانم ثريا قاسمي و چند کار مذهبي با مجتبي ياسيني .

مهران مديري در سال 1365 وارد دانشگاه مي شود و نصفه رها مي کند و به خدمت سربازي مي رود زمان سربازي اش به جبهه هم رفته و در مرصاد و حلبچه جنگيده است . اصلا بازيگري براي او تعريف ديگري داشت ولي وقتي نوروز 72 ضبط شد ديد که جزئياتي در کار طنز وجود دارد که جالب است و در همين کارها بود که پيشنهاد هاي بعدي شروع شد و قضيه ادامه پيدا کرد. ناگفته نماند که مديري سراغ خيلي چيزها رفته و شايد هم استعدادش را نداشته مثل نقاشي. البته اگر فرصتي پيش بيايد دوست دارد در مورد کارهايي که فکر مي کند حتي يک درصد هم مي تواند انجام دهد تجربه کند. او حس و حال خواندن را دوست دارد و وقتي که مي خواند خودش خيلي لذت مي برد . برادرش هم پيانيست است و هميشه در خانه پدري آنها موسيقي کلاسيک شنيده ميشد. شنيدن صداي زياد موسيقي باعث شد مديري با يک بار تمرين در استوديو اجراي اصلي براي ضبط کاست خود را انجام دهد.

مهران مدیریخيلي ها معتقدند که مهران مديري صورت تلخي دارد به عقيده خودش خيلي وقت ها اين موضوع درست است و در طول روز غمگيني اش به شادي هايش مي چربد.

سرانجام بعد از مدتي بيکاري مديري جنگ 77 را ارائه داد او سعي کرد فاصله را با بيننده کم کند و از روبه رو با او صحبت کند.

از نظر خود مديري خيلي از قسمت هاي ساعت خوش ضعيف است و خيلي از لحظاتش جاودانه و او بعضي از صحنه هاي 77 را دوست دارد و خيلي از آنها را هم نمي پسندد . او به شدت مايل است که به سمت کارگرداني سينما برود . علاقه او به سينمايي است که به روابط انساني مي پردازد به طراحي آدم ها به عشق به احترام و به خيلي چيزهاي ديگر .

مديري هميشه از مقوله اي زياد عصباني ميشود اينکه آدمي به کاري که به او مربوط نمي شود دخالت کندو خارج از حيطه خودش قدم بگذارد .هرکس آن کاري را که "بايد" انجام دهد و "نبايد" انجام دهد . به تعبير برنارد شاو 80 درصد آدم ها انرژيشان صرف کارهايي ميشود که به آنها مربوط نيست. دومين مقوله هم که خيلي شخصي است اين است که راجع به يک مساله مهم و جدي که او را ناراحت کرده حرف بزند و ببيند که طرفش باور نکرده و لبخند مي زند يعني پوزخند بزند که واقعا مديري را ديوانه مي کند .

او در خلوت خود مشغول سکوت ميشود و مهمتر از همه موسيقي است مويسقي کلاسيک با صداي بلند. مهران مديري دو فرزند دارد. از نظر او وقتي گرفتار شهرت ميشوي ديگر زندگي شخصي نداري ، آزاد نيستي ، محدود ميشوي و همراهانت را هم محدود مي کني . او مي گويد شهرت سرطان است

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه خدمتتون عرض کنم منبع این نوشته هفته نامه جلوه میباشد در ضمن میتوانید آهنگ شب های برره رو دانلود کنید

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم مهر 1384ساعت 5:11 بعد از ظهر  توسط پوریا  |