سلام
چند وقت پیش به مقاله ای از مجله خانواده سبز برخوردم که باهزار مکافات تایپش کردم گذاشتم توی سایت کرجیها که با استقبال بی نظیری روبرو شد در مدت کوتاهی تونست حدود چهار هزار نفر بازدید کننده رو به خودش جلب کنه حالا امروز تصمیم گرفتم که این مطلبو بزارم تو وبلاگ چون میدونم وبلاگ نویسا وب سایت ستیزند وبا وب سایت ها میونه خوبی ندارند پس احتمالا این مطلب رو هم مطالعه نکردن. امیدوارم که اگه یه زمانی به موجودیت جن اعتقاد نداشتین با این تفاسیر اعتقاد پیدا کنید.
---------------------------------------
شايد به جرات بتوان بحث در وادي موجودات ماوراءالطبيعه را به قدمت تاريخ بشري دانست،چه در ميان عوام وچه در ميان روشنفكران،دانش پژوهان و محققين هر عصر.از اين رو بعد از گذشت قرن ها اين بحث
هنوز هم به همان تازگي دنبال شده و چنانچه وقتي نوشته اي،گفتگويي،داستاني ويا حتي فيلمي در مورد آنها تهيه مي شود از استقبال عموم برخوردار مي گردد،چرا كه بشر هميشه تشنه برداشتن حجاب از مستورهاي پيرامون خويش است،تا بتواند حس غريزي كنجكاوي خود را نسبت به اين موجودات به طريقي تسكين بخشد.شايد يك وجه اشتراك را بتوان در ميان عوام و روشنفكران و دانشمندان يافت وآن شك و ترديد نسبت به واقعيت وجودي آنان است؛چراكه حتي سير تكاملي علم در قاره اروپا و آمريكا هم نتوانسته آن را از محالات بداند و علي رغم همه پيشرفت هاي علوم بشري هيچ راه حل علمي براي پي بردن به چگونگي اين موجودات عنوان نشده و همه چيز مانند ازل در شك و ترديد است؛اما در جهان بيني اسلامي همه چيز زيبا و بجا آفريده شده است،حتي موجود ماوراء الطبيعه اي با نام «جن»،موجودي كه حتي برخي از مسلمانان،روشنفكران و دانش پژوهان در زمينه ديني يا به ديده شك و ترديد در آن نگريسته،ويا سكوت كرده اند.
جن يك واقعيت است يا افسانه
در ميان انسان ها بر خلقت نظام عالم دو ديدگاه كلي وجود دارد،عده اي كه همه چيز را ناشي از خلقت ذات الهي مي دانند و گروهي ديگر كه سر منشاء خلقت نظام دو عالم را در طبيعت جستجو مي كنند.اگر چه در ميان آنان اختلاف نظرها بسيار عميق واساسي است،ولي هيچ يك از اين دو گروه نتوانسته اند وجود موجودات ماوراء الطبيعه را انكار كنند.
آنهايي كه خدا باورند و به روح و معاد معتقدند(غير از مسلمانان)از آنها به عنوان ارواح خبيثه ويا ارواح شرير يا شيطان ياد مي كنند،برخي هم آنها را موجودات فضايي قلمداد مي كنند،ماديون هم اعتقادي به ذات الهي و قدرت پروردگار ندارند،اين موجودات را همان انسان هاي اوليه اي مي دانند كه در سير تكامل بين انسان وميمون حيوان مانده وبه شكل و شمايل غريب در آمده اند و يا حتي برخي از آنها معتقدند كه اينان انسان هاي وحشي و بدوي در اعماق جنگل هستند و گاهي خود را نمايان ساخته و موجب اذيت و آزار انسان هاي متمدن ميشوند.
بنا به نص صريح قرآن،موجودات عالم به سه گروه تقسيم مي شوند:
1. جامدات
2. نباتات
حيوانات؛كه يا داراي عقلند مانند انسان،فرشتگان و جنيان و يا فاقد عقل و شعور مانند حيوانات وباز بنا به آيات نوراني قرآن كريم، بايد بدانيم كه بدون هيچ شك و ترديدي موجودي با نام«جن» در جهان آفرينش وجود دارد كه از نظر تكليف و شايستگي مورد خطاب پروردگار قرار گرفته و مشابه انسان مي باشد، چرا كه:
1. سي و چهار بار نام جن در قرآن كريم آورده شده است.
2. هفتادودومين سوره قرآن با نام اين موجود مزين گرديده است.
3. احاديث و روايات فراواني از پيامبر اكرم (ص)،حضرت علي(ع)،امامان و بزرگان علوم ديني در اين خصوص،موجود بوده ودر دسترس قرار دارد.
4. به وسيله بسياري از انسان ها رؤيت شده اند.
به آياتي از قرآن كريم كه وجود جن را مبرهن مي داند اشاره مي كنيم:
- سپاهيان سليمان از جن و آدمي و پرنده گرد آمده و به صف مي رفتند.(سوره نمل،آيه 17)
- براي خدا شريكاني از جن قرار دادند و حال آن كه جن را خدا آفريده است.(سوره انعام،آيه17)
- بگو از جن و انس گرد آيند تا همانند اين قرآن بياورند،نمي توانند،هر چند كه يكديگر را ياري دهند.(سوره اسرا،آيه8)
- سخن پروردگارت بر تو مقرر شد كه جهنم را از جن و انس انباشته مي كنيم.(سوره هود،آيه119)
- اي گروه جنيان و آدميان،اگر مي توانيد از قطر آسمان و زمين بگذريد،بيرون رويد ولي بيرون نتوانيد رفت مگر با قدرتي.(سوره الرحمن،آيه33)
مرحوم شيخ مفيد در كتاب «ارشاد» آورده است:
در آثاري از ابن عباس نقل شده:زماني كه پيامبر اسلام(ص) به قصد جنگ با قبيله مصطلق از مدينه خارج شد،هنگام شب به دره وحشتناك و صعب العبوري رسيد.اواخر شب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد كه طايفه اي از جن در وسط دره جمع شده و قصد مكر و شر و اذيت شما و اصحابتان را دارند.(ارشاد،ص399)
از حضرت امام صادق(ع)روايت شده:
روزي حضرت رسول(ص)نشسته بود،مردي به خدمتشان رسيد كه بلندي قامتش مثل درخت خرما بود.سلام كرد،حضرت جواب داد و سپس فرمود«خودش وكلامش شبيه جن است».سپس به او فرمود كيستي؟ عرض كرد :من هام،پسر هيم،فرزند لاتيس،پسر ابليس هستم.(بحارالانوار،ص83)
بانو حكيميه دختر امام كاظم(ع) مي گويدكه برادرم رضا(ع) را ديدم كه تنها بود،عرض كردم:با چه كسي سخن مي گوييد؟ فرمودند:فردي از جن آمده تا مسائلي بپرسد و از چيزهايي شكايت كند.(اصول كافي،ص395)
علامه طباطبايي(ره)مي فرمودند:
روزي آقاي بحريني كه يكي از افراد معروف و مشهور در احضار جن و از متبحرترين در علم ابجد و حساب مربعات بود در مجلس ما حضور يافت،چادري آوردند،دو طرفش را به دست من داد و دو طرف ديگر را به دست هاي خودش گرفت.اين چادر به فاصله دو وجب از زمين فاصله داشت. در اين حال جنيان را حاضر كرد،صداي غلغله و همهمه شديدي از زير چادر برخاست.چادر به شدت تكان مي خورد چنان كه نزديك بود از دست ما خارج شود. من محكم نگه داشته بودم،آدمك هايي به قامت دو وجب در زير چادر بودند وبسيار ازدحام كرده و تكان مي خوردند و رفت و آمد داشتند،من با كمال فراست متوجه بودم اين صحنه،چشم بندي و صحنه سازي نبوده و صد در صد وقوع امر خارجي بوده است.(رجايي،تهراني،جن و شيطان،ص47)
جن چگونه موجودي است؟
به واقع جن چگونه موجودي است وآيا مي توان توسط علوم پيشرفته امروزي آن را اثبات كرد؟ جن در لغت به معناي مستور و پوشيده است،همان طور كه بچه در رحم و پنهان از چشم ما را «جنين»گويند و جنت اشاره به باغي است كه درختان آن مانع از به چشم آمدن زمينش مي گردد.
وشايد علت شك و ترديد در وجود جن نيز همان مستور و پنهان بودنش از انظار و حس بشري است،كه به علت آن در ذات خلقتش نهفته است.
قرآن كريم خلقت جن را چنين بيان مي دارد:
- و جان (كه در بعضي از متون اسلامي آمده است،جان پدر جن است همانطور كه آدم پدر انسان)را پيشتر،از آتش زهرآگين آفريديم.(سوره حجر،آيه27)
- خدا انسان راازگل خشك شده اي چون سفال آفريد و جنيان را از شعله اي بي دود.(سوره الرحمان،آيه12)
از اين آيات در مي يابيم كه جن،آتش است و انسان از جنس خاك،و اين چنين دريافت مي شود كه جنيان قبل از انسان خلق شده است،و از آنجايي كه هر دو از ماده آفريده شده اند پس مادي هستند،ولي دو تفاوت اساسي آنها را از ساير موجودات متمايز مي سازد:
1. مي توانند خود را به هر شكل و قيافه اي درآورند(آكام المرجان)(به استثناي پيامبران و ائمه معصومين وبنا به برخي روايات حتي احدي از شيعيان)
2. از چشم موجودات ديگر پنهانند.
ملاصدرا پنهان و آشكار شدن جن را با هوا قياس مي كند و اين طور عنوان مي دارد:
«بدن هاي لطيف در الطاف و نرمي متوسط بوده و از اين رو آماده جدايي و يا گرد آمدن هستند،چون گردهم آيند قوام آنها بهتر گشته و مشاهده مي گردند و چون جدا گردند قوامشان نازك و جسمشان لطيف مي شود و از ديده پنهان مي مانند.مانند هوا كه وقتي ذاتش گردهم مي آيند غليظ مي شود و به صورت ابر درمي آيد و وقتي ذرات ازهم جدا مي شوند لطيف مي شود وديده نمي شوند.»(ملاصدرا،مفاتيح الغيب)
همين ذات وجودي جنيان به آنها اين امكان را مي دهد كه خود را به هر شكلي و با هر حجمي درآورند.چه به اندازه سرسوزن و چه در اندازه اتاقي بزرگ.آنها به واسطه همين ويژگي،بُعد زمان برايشان معنا ندارد،و مسافتي را كه بشر مدت ها بايد آن را طي كند.در لحظه اي مي پيمايند و اعمالي را كه از توان انسان خارج است آنها به راحتي قادر به انجامش هستند عمده ترين علت شكست و ترديد در وجود آنان هم همين پنهان بودن از چشم انسان هاست. كه البته از نظر علمي هم توجيه پذير است.چرا كه در جهان هستي چيزهاي زياذي وجود دارد كه به چشم انسان قابل رؤيت نيستند ولي قدرتشان از نظر جسمي از انسان به مراتب بيشتر است.مثل الكترون ها،امواج الكتريسيته،نورهاي ماوراي بنفش،اشعه ايكس،باكتري ها و ويروس ها،آميب ها،جانداران تك سلول و از همه مهمتر ذات اقدس الهي كه ديده نمي شود ولي كدام عقل سليمي مي تواند آن را انكار كند؟
بنابراين صرف اين كه با حواس خود قادر نيستيم آنان را درك كنيم،دليل بر نبودن آنها نيست.
آيا جن ها برتر از انسان ها هستند؟
همه ما واژه «از ما بهتران»را به كرات شنيده ايم.اين واژه در فرهنگ عاميانه ما اغلب براي جن به كار مي رود ولي آيا واقعاً اين چنين است؟ آيا جن موجودي برتر از انسان است؟ خداوند در قرآن كريم مي فرمايد«وما فرزندان آدم را بر بسياري مخلوقات خود برتري و فضيلت كامل بخشيديم.»(سوره اسراء،آيه70)و همچنين واجب شدن سجده شيطان و فرشتگان بر انسان نيز،خود دليلي براي برتر بودن نوع انسان است در پيشگاه خداوند.يك انسان كامل بر همه موجدات برتري دارد وحتي بعضي از انسان ها كه راه برقراري ارتباط با جنيان را مي دانند(مديوم ها)مي توانندبرآنهاتسلط يابند.
باز به قرآن كريم استناد مي كنيم كه مي گويد«از پريان بودند كه به فرمان پروردگارش برايش كار مي كردند و هر كه از آنان از فرمان سر مي پيچد به او عذاب آتش سوزان را مي چشانديم.براي وي هرچه مي خواست ازبناهاي بلندوتنديس ها وكاسه هايي چون حوض وديگ هاي محكم مي ساختند.»(سوره سباء،آيه12و13)
اگرچه قرآن كريم در مورد تسلط بر جن فقط از حضرت سليمان ياد كرده است ولي در بسياري از كشورها وحتي در كشور خودمان هم نمونه هاي زيادي ديده شده كه اشخاصي با عنوان جن گير و يا احضار كنندگان ارواح توانسته اند از آنها بهره گيرند.
در هر حال بايد دانست كه در پيشگاه خداوند انسان اشرف مخلوقات است و يك انسان كامل و مؤمن بر همه خلايق برتري دارد.
حيات وزيستن جن
بنابر آيه كريمه قرآن:
- اين موجود عجيب پيش از آفرينش انسان،خلق شده است.(سوره حجر،آيه27)
- جنيان از شعله هاي آتش آفريده شده اند.(سوره الرحمان،آيه14)
- جنيان چون انسان ها دسته دسته به دنيا آمده اند،تا زمان مرگ زندگي كرده و بعد به جهان آخرت خواهند رفت.(سوره فصلت،آيه25)
- آنها نيز نرو ماده دارند.(سوره جن،آيه6)
- آنها نيز تمايلات نفساني دارند.(سوره الرحمن،آيه56)
- تعداد جنيان بيش از آدميان است.(سوره انعام،آيه128)
همان طور كه پيش از اين گفته شد،جن موجودي است مادي كه از آتش خلق شده است از آنجايي كه داراي حيات است و طبق آيات الهي زاد و ولد مي كند پس نرو ماده دارد،خواب و خوراك داردوپايان زندگي اش با مرگ توام است وباز بنابر آيات كريمه،زندگي پس از مرگ نيز خواهد داشت.
تغذيه جنيان
از آنجا كه هر موجودي براي ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايي تغذيه مي كنند.چنانكه«ابن بابويه»نقل كرده است:«گروهي از طايفه جنيان خدمت پيامبراكرم(ص) شرفياب شدند وعرض كردند:اي رسول خدا چيزي براي خوردن به ما عطا فرما،حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.»(وسايل الشيعه،جلد1،ص252)
ونيز امام صادق(ع)مي فرمايد:استخوان و ضايعات غذاي جنيان است.(وسايل الشيعه)
سخن گفتن جنيان
فطرت انسان به گونه اي است كه احتياج به سخن گفتن و ارتباط برقرار كردن با همنوعان خود ساخته است.از طرفي اصوات در حيوانات هم به طريق علمي و هم تجربي ثابت شده و همچنين در قرآن و روايات ذكر شده است كه بعضي از پيامبران(مانند حضرت نوح و سليمان)زبان حيوانات را دانسته و مي توانستند با آنها سخن گويند.در جنيان نيز به همين گونه است.از آنجايي كه جنيان نيز مادي هستند وزندگي اجتماعي آنها ايجاب مي كند كه با يكديگر سخن بگويند،پس به طور قطع و يقين آنها اصواتي براي انتقال مفاهيم به يكديگر دارند ولي در فهم ما نيست.البته كساني مي توانند به طريقي حرف هاي آنها را دريابند وبا آنها سخن گويند؛چنانكه حضرت رسول و برخي از امامان با آنها صحبت مي كردند و افرادي بنابر توانايي هاي خاصي مي توانند با آنها ارتباط برقرار كنند(ارتباط دهندگان يا جن گيران)
از امام صادق(ع)نقل شده است:
«روزي اميرالمؤمنين(ع)د ركوفه بر فراز نبر مشغول خطبه بود كه ناگهان اژدهايي در حالي كه به شدت به طرف مردم مي دويد و آنها از او مي گريختند پديدار شد.حضرت فرمود: «راه را براي او باز كنيد».
مار بزرگي جلو آمد واز منبر بالا رفت و پاهاي حضرت را بوسيد و خود را به پاهاي مبارك حضرت ماليد وسه بار دميد.سپس پايين آمدورفت وحضرت خطبه را ادامه داد. وقتي مردم توضيح خواستند ايشان فرمود:او مردي از جن بود كه مي گفت:فرزندش را يكي از انصار به نام جابر بن سميع،بدون اينكه به او آزاري رسانده باشد با سنگ كشته است و اكنون خون فرزندش را مي طلبيد.»(بحارالانوار،ص172)قابل ذكر است،دري كه مار از آن وارد و خارج شده بود به «باب الثعبان»(درب مار)مشهور شد. پس از شهادت اميرالمؤمنين(ع)،معاويه كه نمي خواست ذكري از فضايل آن حضرت گفته شود دستور دادفيلي آوردند و به آن در بستند. آنقدر فيل را در آنجا نگه داشت تا به باب الفيل مشهور شد.و هم اكنون نيز،«باب الفيل»(درب فيل)ناميده مي شود.(بحارالانوار،ص171)
نزول جنيان
از آنجايي كه نوع خلقت جنيان با انسان ها متفاوت است واضح است كه مكان زندگي آنها متناسب با نوع خلقت آنها باشد ولي آن مكان ها كجاست؟ در بين عوام شايع است كه زير زمين ها جاهاي تاريك و مرطوب مانند حمام ها،چاه ها و عمق جنگل ها جايگاه جنيان است. اما بررسي ها حاكي از آن است كه قطعاً آنها در جايي زندگي مي كنند كه از انسان ها به دور باشند.
در روايتي از امام صادق(ع) نقل شده كه:در وادي شقره(بياباني كه رنگ خاكش سرخ مايل به زرد است)نماز نخوان زيرا در آنجا منازل جن است.(وسايل الشيعه،ص452)
قابل ذكر است يكي از معروفترين مساجد مكه به نام(مسجدالجن)در غرب شهر مكه محل نزول جنيان در مكه است و مستحب است حاجيان درآن مسجد رفته و دو ركعت نماز به جا آورند.
توليد مثل جنيان
آنچه مسلم است اين است كه بنابر ذات وجودي جنيان آنها نيز مانند انسان داراي غريزه جنسي بوده وتولد و تناسل دارند و لازمه ادامه و بقاي نسلشان آميزش جنسي مؤنث و مذكر است.اما اين سؤال كه آيا آنها مانند انسان ها و ساير جانداران با عمل لقاح و تشكيل نطفه تولد مي يابند چيزي نيست كه ازكلام خداوند بتوان استنباط كردولي ابن عربي در فتوحات گفته است تناسل بشر به القاي آب نطفه در رحم است و تناسل جن به القاي هوا در رحم اثني(جنس ماده)مي باشد(جن الشيطان،ص57)
روايتي است از بخشي از وصيت حضرت رسول به اميرالمؤمنين كه فرمود:
اي علي در شب اول و وسط و آخر ماه آميزش مكن همانا جنيان در اين سه شب به پيش زنان خويش(براي مقاومت)مي روند.(وسايل الشيعه،ص91)
ودر آيه اي براي وصف حوريان بهشتي آمده است:حوريان بهشتي را قبل از شوهرانشان نه آدمي و نه جن دست زده است.(سوره الرحمن،آيه56و74)
خواب جنيان
الله خدايي است كه هيچ خدايي جز او نيست زنده و پاينده است.نه خواب سبك اورا دربرمي گيردونه خواب سنگين(سوره بقره،آيه255)
واز حضرت صادق روايت است كه مي فرمايند:به غير از خداوند متعال همه خواب دارند حتي فرشتگان(ميزان الحمه،ص25)و حديثي است از رسول خدا كه مي فرمايند :خواب به چهار گونه است پيامبران به پشت مي خوابند ،مؤمنين به دست راست،كافرين ومنافقين به دست چپ و شياطين به رو مي خوابند(شيخ حر عاملي ص1067)
آنچه از اين مطالب مي توان در يافت اين است كه به غير از ذات اقدس الهي همه موجودات داراي خواب هستند.
مرگ جنيان
جنيان نيز مانند هر موجود جانداري همان طور كه داراي حيات هستند مرگ هم شامل حالشان مي شود چنان كه در قرآن كريم آمده:وبر آنها (خطاكاران)نيز همانند پيشينيان از جن و انس عذاب مقرر شد.(سوره فصلت،آيه25)
به امت هايي كه پيش از شما بوده اند از جن و انس در آتش داخل شويد.(سوره اعراف آيه 3)
ازاين آيات چنين برمي آيد كه نه تنها آنها هم مانند انسان مرگ دارند بلكه مانند انسان از عقوبت خدا بر حذر نيستند.
تكاليف جنيان در مقابل ذات پروردگار
همان طور كه در مباحث قبل گفتيم انسان، فرشته و جن سه موجودي هستند كه بنابر مصلحت خداوند خلق شده اند و هدف از آفرينش آنها نيز عبادت پروردگار است.
چنانكه در قرآن كريم آمده است:جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده ام.(سوره ذازيان،آيه56)
جن نيز مانند انسان مختار است و حق انتخاب دارد و مانند ما در اجراي قوانين ديني مكلف است چگونگي عبادت و اجراي احكام در ميان آنها مشخص نيست ولي آنچه مسلم است اين است كه پيامبراني كه براي هدايت مخلوق برگزيده شده اند جنيان را نيز هدايت گرند.
چنانكه علامه طباطبايي فرمودند:اتفاقاًدر اين باره از خود جنيان هم سؤال شده كه آيا پيغمبر شما از جنس خود شماست در پاسخ گفته اند:پيامبران ماانسانند و اينك ما به رسالت ختمي مرتبت ايمان آورده ايم و او را آخرين پيامبر مي دانيم.(جن و شيطان)
از بسياري از آيات روايت و احاديث نيز اين طور استنباط مي شود كه در بعضي از جنيان كافرو بعضي مسلمانند و حتي قبل از ظهور اسلام برخي از آنها يهودي بودند كه بعد از اسلام به پيشگاه حضرت محمد(ص)آمده و مسلمان شده اند و براي آنها عقوبتي همانند عقوبت انسان ها در نظر گرفته مي شود در قرآن آمده است:بعضي از ما مسلمانند و بعضي از دور.آنان كه اسلام آورده اند در جست وجوي راه درست بودند ،اما آنان كه از حق دور ند هيزم جهنم خواهند بود واگر بر طريق راست پايداري كند ازآبي فراوان سيرابشان كنيم(سوره جن آيه14و15و16) از اين آيه چنين برمي آيد كه جن ها همانند انسان به گونه اي مختلفند بعضي كافر و بعضي فاسق و ظالم البته برخي نيز نيكوكار و صالح بوده و داراي عقايد مختلف و اديان مختلف هستند.
در سوره احقاف آمده است كه:حضرت رسول پس از آنكه از مكه به طايف رفت تا مردم را به سوي اسلام دعوت كند كسي به دعوت او پاسخ مثبت نداد در بازگشت به محلي رسيد كه آن را وادي جن شب را درآنجا ماند و به تلاوت آيات الهي مشغول شد در آن هنگام گروهي از جنيان صداي صوت آن حضرت را شنيدند پس از آنكه رسول اكرم از تلاوت فراغت يافت جنيان به سوي قوم برگشتند و اين طور مشاهدات خود را بازگو كردند:اي قوم كتابي را شنيديم كه بعد از موسي نازل شده و تصديق كننده مطالب آن است و به حق و راستي هدايت مي كند.(سوره احقاف،آيه29و30)
وروايت است كه حتي برخي از جنيان از گروه شيعيان مي باشند از آن جمله روايتي است كه از ابوحمزه ثمالي نقل شده:روزي جهت شرف يابي به حضور امام باقر اجازه خواستم گفتند كه عده اي خدمت آن حضرت هستند لذا اندكي صبر كردم تا آنها خارج شوند پس كساني خارج شدند كه آنها را نمي شناختم و غريب به نظرم آمدند چون اجازه شرفيابي گرفتم داخل شدم و به حضرت عرض كردم فدايت شوم الان زمان حكومت بني اميه است و شمشيرهاي آنها خونريز مي باشد.امام فرمود اي ابا حمزه اينان گروهي از شيعيان از طايفه جن بودند تا از مسايل ديني خود سؤال كنند.(جن و شيطان،ص56)
آيا فرشتگان و شياطين از تبار جنيانند؟
همان طور كه گفته شد بنابر قرآن كريم سه موجود انسان، فرشته و جن داراي عقل و شعورند و بنابر مصلحت خداوند در صحنه گيتي ظاهر شدند و نامي از شيطان به طور مستقل به ميان آورده نشده است.بنابراين شيطان يا بايد از جنس فرشته باشد و يا از جنس جن بهتر است باز از قرآن كريم مدد بگيريم:آنگاه كه به فرشتگان گفتيم تا آدم را سجده كنيد همه جز ابليس كه از جن بود و از فرمان پروردگارش سربرتاخت سجده كردند(سوره كهف،آيه50)
همچنين خداوند در قرآن كريم فرشتگان را معصوم و مبرا از خطا دانسته:فرشتگان هرگز نافرماني خدا را نمي كنند و همان كاري را مي كنند كه به آن مامور شده اند.(سوره تحريم،آيه6)
وبنابر روايتي از زسول خدا :فرشتگان از نور آفريده شده اند بنابراين ابليس كه بزرگترين خطا را در درگاه خدا وند مرتكب شده هرگز نمي تواند از جنس فرشته باشد اگرچه با همه اين مستندات هنوز در بين علماي اسلامي در نوع خلقت ذاتي شيطان اختلاف نظر وجود دارد.
ارواح شرير كدامند و چه تفاوتي با جن دارند؟
مطالعات بر روي آثار بشر بدوي از قبيل نقاشي ها و كنده كاري هاي غارها نشان مي دهد كه انسان از ابتداي آفرينش وجود موجوداتي غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است موجوداتي كه ترس و وحشت و حتي نوعي پرستش و كرنش را در آنها ايجاد مي كرده است پس از اختراع زبان و خط هر قوم و قبيله اي نامي بر آنان گذاردند و براي ارتباط يا دفع آنان آدابي را براي خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنانكه امروز هنوز در آفريقا رسومي با همان روش سنتي براي ارتباط با اين موجودات ويا دفع آنان صورت مي گيرد به عنوان مثال در آيين مسيحيت جن گيري يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن مي كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردي رسوخ مي كند البته تقريباً به غير از مسلمانان همگي اين موجودات را ارواح شرير مي نامند وبراي دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند.
مثلاًبرخي از اروپاييان امروزي بر مبناي يك تفكر سنتي وقتي در خيابان راه مي روند دست هاي خود را تكان مي دهند تا از ارواح شرير دور بمانند ويا در روز معين از سال مراسمي برپا مي كنند كه در آن عده اي بسيار از مردم لباس شبيه به لباس اتاق عمل مي پوشند،بوقي در دست مي گيرند ودر آن مي دمند.اما بنابراعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماواء الطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتي كاملاًاز بدن انسان خارج شود نه تنها قدرتي ندارد بلكه انسان هم نمي تواند هيچ گونه تسلطي بر آن داشته باشد مگر به خواست خداوند.
در كتاب ارتباط با ارواح اين طور آمده :تسلط ارواح عقب مانده بر انسان ها را در اصطلاح جن زدگي مي گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون وتسخير است ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمي دانيم اول اين كه جن واژه اي است مخصوص موجودات هوشمند كه بر طبق روايتي عاميانه معمولاًبراي ايجاد شر خلق گشته اند و همواره محكوم به بدي كردن مي باشند حال آنكه هيچ موجودي به خاطر بدي كردن آفريده نمي شود معشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و تعالي همواره به روي تمام موجودات هوشمند باز باشد دوم اين كه اصطلاح جن زدگي غالباًبدين معني به كار مي رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح تصرف شود بعضي در واقع دو نوع سكونت درقالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمن و آزار بدين جهت واژه جن زدگي به مفهوم عاميانه براي ما قابل قبول نيست آنچه از اين متون و بسياري از متون ديگر برمي آيد اين است كه واژه جن در فرهنگ هاي ديگر نيز وجود دارد ولي عموماً آن را شيطان ويا ارواح شرير مي نامند در حالي كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.
اسماعيل حسين زاده سرابي در كتاب سيماي جن اين طور مي نويسد: سال ها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايي عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علماي معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند در جلسه ديگر يكي از دو درخواست كرد كه ميز مقصود ،ميز مخصوص احضار روح است كه روي آن همه حرف ها نوشته شده و جن ها توسط اشاره اي ميز را تكان مي دهند تا روي حرف مورد نظر بايستند را بگردانند اين عالم چون داراي علوم و معنويت خاصي بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئي را بلد بود گرداننده ميز را به اسمايي كه حضرت سليمان مي دانست و با آن اسما جنيان را مسخره كرده بود،قسم داده و پرسيده بود شما روح انسان هستيد يا موجودي ديگر و شروع به خواندن حروف الفبا كرده كه در نهايت اين جمله ها حاصل شد«من جن هستم».
زمرديان نيز در كتاب شيطان كيست مي گويد:مدت هاست ارتباط گيرندگان با روح به وسيله هاي گوناگون با جن تماس مي گيرند البته جن خود را بانام روح يكي از افراد معرفي مي كند وآنها بر اين باورند كه با روح آدمي تماس گرفته اند در حالي كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.
آيا جن علم غيب دارد؟
قابليت هاي موجود در جن كه ناشي از نوع خلقتش مي باشد مانند پنهان بودن از چشم طي كردن مسافت و غيره اين تصور را در ذهن انسان ها اجاد مي كند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند البته بسياري از ارتباط برقرارگنندگان آگاهانه به قصد سوء استفاده و فريب مردم ويا نا آگاهانه به اين باورها دامن زده اند ولي حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب مي باشد ولاغير.چنانچه مي فرمايد:خداوند داناي غيب است وغيب خود را بر هيچ كس آشكار نمي سازد مگر برآن پيامبري كه از او خشنود باشد.
والبته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن مي دانيم.جنيان توانسته اند پاسخ هاي درست و مناسبي ارائه دهند كه آن را نبايد ناشي از علم غيب آنان دانست زيرا جن ها از آن جايي كه براحتي مي توانند طي چند لحظه مسافت طولاني راطي كنند مي توانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قراردارند پاسخ را جويا شده و به شخص رابط اطلاع دهند ويا از امكانات ديگري استفاده كنند كه ما از آن بي خبريم به هر حال علم غيب چه براي انسان و چه براي جن منتفي است مگر براي عده اي كه از طرف خداوند اين توانايي برايشان ممكن مي شود.
ترس از جنس
آيا بايد از جن ها ترسيد براي در امان ماندن از آنها چه بايد كرد ظرفيت ها و عكس العمل هاي انسان ها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت است و غير قابل پيش بيني است بنابراعتقاداتي كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتي آزار دهنده و موجب شر و فساد بوده اند و هرگاه بيماري لاعلاجي پيش آمده و يا اتفاق غير قابل توجيهي روي داده به جن و شيطان نسبت داده شده است موارد زيادي از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماري خود را ناشي از ديدن اين موجودات مي دانند و از سوي اطرافيان جن زده لقب گرفته اند.
مسلم است كه وحشت ،ترس و اضطراب بيش از حد موجب بسياري از اختلالات روحي ورواني خواهد شد.به راستي كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد.ولي آيا مي توان همه اين بيماري ها را منسوب به جن و شيطان دانست.
به طور حتم شما هم عارضه آل زدگي را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد عارضه اي كه مردم در قديم در برخي از روستاها ومناطق دور افتاده آنرا باور داشته و معتقدند كه اين موجودات جان زن زائووطفلش را به خطر مي اندازد چنانكه چند پياز پوست كنده را در بالاي سر زائو مي گداشتند تاآل و جن از بوي بد پياز فرار كند.
در حالي كه امروزه از طريق علمي ثابت شده است عامل بسياري از بيماري ها،ميكروب زدايي پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوي بد آن.ويا عوام بيماري بسياري از كساني كه به بيماري صرع گرفتارند را به جن نسبت مي دهند حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد سؤالي است كه مي توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:آنان كه ربا مي خورند در قيامت چون كساني از قبر بر مي خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند.(سوره جن،آيه26و27)
بنابراين بسياري از اعمال نادرست كه جنبه شيطاني دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال مي شوند موجب اختلالات روحي.رواني گشته و در واقع يك جنون شيطاني در فرد ايجاد مي كند علامه طباطبايي(ره)مي گويد:تشبيهي كه در اين آيه شده كه ربا خوار را به كسي تشبيه كرده كه از طريق تماسي با شيطان ديوانه شده خالي از اين معنا نيست كه چنين چيزي (يعني ديوانه شدن)امري است ممكن چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر مس شيطان ديوانه شده اند ولي اين قدر دلالت دارد كه بعضي از جنون ها در اثر مس شيطان رخ مي دهد.(سوره بقره،آيه275)
شايد بهترين راه باي در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهي نسبت به آنهاست.چرا كه جنيان نيز مانند انسان خوب وبد دارند و از آنجايي كه در ميان انسان ها زندگي مي كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آنها براي هيچ كس غير ممكن نيست ولي چه بسا بسياري از اختلالات روحي،رواني كه به جسم هم آسيب جدي وارد مي سازد ناشي از ديدار با يك جن خوب و نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدي از سوي جنيان در كار نبوده است.
حكايتي از زبان مسيح نقل مي كنند كه بسيار شنيدني است. مي گويند او اين حكايت را بسيار دوست داشت و در موقعيت هاي مختلف آن را بيان ميكرد. حكايت اين است :
مردي بود بسيار متمكن و پولدار روزي به كارگراني براي كار در باغش نياز داشت. بنابراين ، پيشكارش را به ميدان شهر فرستاد تا كارگراني را براي كار اجير كند. پيشكار رفت و همه ي كارگران موجود در ميدان شهر را اجير كرد و آورد و آن ها در باغ به كار مشغول شدند. كارگراني كه آن روز در ميدان نبودند ، اين موضوع را شنيدند و آنها نيز آمدند. روز بعد و روزهاي بعد نيز تعدادي ديگر به جمع كارگران اضافه شدند. گر چه اين كارگران تازه ، غروب بود كه رسيدند ، اما مرد ثروتمند آنها را نيز استخدام كرد. شبانگاه ، هنگامي كه خورشيد فرو نشسته بود ، او همه ي كارگران را گردآورد و به همه ي آنها دستمزدي يكسان داد. بديهي ست آناني كه از صبح به كار مشغول بودند ، آزرده شدند و گفتند : (( اين بي انصافي است. چه مي كنيد ، آقا ؟ ما از صبح كار كرده ايم و اينان غروب رسيدند و بيش از دو ساعت نيست كه كار كرده اند. بعضي ها هم كه چند دقيقه پيش به ما ملحق شدند. آن ها كه اصلاً كاري نكرده اند)).
مرد ثروتمند خنديد و گفت : (( به ديگران كاري نداشته باشيد. آيا آنچه كه به خود شما داده ام كم بوده است ؟ ))
كارگران يكصدا گفتند : (( نه ، آنچه كه شما به ما پرداخته ايد ، بيش تر از دستمزد معمولي ما نيز بوده است. با وجود اين ، انصاف نيست كه ايناني كه دير رسيدند و كاري نكردند ، همان دستمزدي را بگيرند كه ما گرفته ايم )).
مرد دارا گفت : (( من به آنها داده ام زيرا بسيار دارم. من اگر چند برابر اين نيز بپردازم ، چيزي از دارائي من كم نميشود. من از استغناي خويش مي بخشم. شما نگران اين موضوع نباشيد. شما بيش از توقع تان مزد گرفته ايد پس مقايسه نكنيد. من در ازاي كارشان نيست كه به آنها دستمزد مي دهم ، بلكه مي دهم چون براي دادن و بخشيدن ، بسيار دارم. من از سر بي نيازي ست كه مي بخشم)).
مسيح گفت : (( بعضي ها براي رسيدن به خدا سخت مي كوشند. بعضي ها درست دم غروب از راه مي رسند. بعضي ها هم وقتي كار تمام شده است ، پيدايشان مي شود. اما همه به يكسان زير چتر لطف و مرحمت الهي قرار مي گيرند)).
شما نميدانيد كه خدا استحقاق بنده را نمي نگرد ، بلكه دارائي خويش را مي نگرد. او به غناي خود نگاه مي كند ، نه به كار ما. از غناي ذات الهي ، جز بهشت نمي شكفد. بايد هم اينگونه باشد. بهشت ، ظهور بي نيازي و غناي خداوند است.
سلام خدمت تمامی دوستان عزیز
امروز خواستم درمورد حجاب صحبت کنم پیش خودم گفتم آخه از چیه حجاب بگم من نه اندیشمندم نه استاد دانشگاه نه روحانی تو همین فکرا بودم که بهتر دیدم مطالبی رو از استاد مطهری عنوان کنم چون همه یه جورایی قبولش دارند میتونید این مطالب رو که از کتاب مجموعه آثار جلد ۱۹ عنوان شده بخونید و نظراتتون رو بگید:
اطلاع من از جنبه تاريخى كامل نيست.اطلاع تاريخى ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه مللى كه قبل از اسلام بودهاند اظهار نظر كنيم.قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضى ملل حجاب وجود داشته است.
تا آنجا كه من در كتابهاى مربوطه خواندهام در ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سختتر بوده است، اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اسلام در عرب پيدا شده است.
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 تاريخ تمدن (ترجمه فارسى) راجع به قوم يهود و قانون تلمود مىنويسد:
«اگر زنى به نقض قانون يهود مىپرداخت چنانكه مثلا بىآنكه چيزى بر سر داشتبه ميان مردم مىرفت و يا در شارع عام نخ مىرشتيا با هر سنخى از مردان درد دل مىكرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانهاش تكلم مىنمود همسايگانش مىتوانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشتبدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.» عليهذا حجابى كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامى - چنانكه بعدا شرح خواهيم داد - بسى سختتر و مشكلتر بوده است.
در جلد اول تاريخ تمدن صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مىگويد:
«در زمان زردشت زنان منزلتى عالى داشتند، با كمال آزادى و با روى گشاده در ميان مردم آمد و شد مىكردند...» آنگاه چنين مىگويد:
«پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد.زنان فقير چون براى كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادى خود را حفظ كردند ولى در مورد زنان ديگر گوشه نشينى زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگى اجتماعىشان را فرا گرفت، و اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مىرود.زنان طبقات بالاى اجتماع جرات آن را نداشتند كه جز در تخت روان روپوشدار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمىشد كه آشكارا با مردان آميزش كنند.زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردى را ولو پدر يا برادرشان باشد ببينند.در نقشهايى كه از ايران باستان بر جاى مانده هيچ صورت زن ديده نمىشود و نامى از ايشان به نظر نمىرسد...» چنانكه ملاحظه مىفرماييد حجاب سخت و شديدى در ايران باستان حكمفرما بوده، حتى پدران و برادران نسبتبه زن شوهردار نامحرم شمرده مىشدهاند.
به عقيده ويل دورانت مقررات شديدى كه طبق رسوم و آئين كهن مجوسى درباره زن حائض اجرا مىشده كه در اتاقى محبوس بوده، همه از او در مدت عادت زنانگى دورى مىجستهاند و از معاشرت با او پرهيز داشتهاند، سبب اصلى پيدا شدن حجاب در ايران باستان بوده است.در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتى درباره زن حائض اجرا مىشده است.
اما اينكه مىگويد: «و اين امر خود مبناى پردهپوشى در ميان مسلمانان به شمار مىرود» منظورش چيست؟
آيا مقصود اين است كه علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات خشنى است كه درباره زن حائض اجرا مىشود؟ !همه مىدانيم كه در اسلام چنين مقرراتى هرگز وجود نداشته است و ندارد.زن حائض در اسلام فقط از برخى عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است و همخوابگى با او نيز در مدت عادت زنانگى جايز نيست، ولى زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچ گونه ممنوعيتى ندارد كه عملا
مجبور به گوشه نشينى شود.
و اگر مقصود اين است كه حجاب رايج ميان مسلمانان عادتى است كه از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت كرد، باز هم سخن نادرستى است، زيرا قبل از اينكه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به حجاب نازل شده است.
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده مىشود يعنى هم مدعى است كه حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمانان شدنشان در ميان مسلمانان رواج يافت و هم مدعى است كه ترك همخوابگى با زن حائض، در حجاب زنان مسلمان و لااقل در گوشهگيرى آنان مؤثر بوده است.
در جلد 11 صفحه 112 (ترجمه فارسى) مىگويد:
«ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود. عربان از دلفريبى زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعى وى را با ترديد معمولى مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافى مىكردند.عمر به قوم خود مىگفت: با زنان مشورت كنند و خلاف راى ايشان رفتار كنند.ولى به قرن اول هجرى مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مىكردند و در كوچهها پهلو به پهلوى مىرفتند و در مسجد با هم نماز مىكردند. حجاب و خواجهدارى در ايام وليد دوم (126- 127 هجرى) معمول شد. گوشهگيرى زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند.»
در صفحه 111 مىگويد:
«پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهى كرده بود، اما بعضى عربان اين دستور را نديده مىگرفتند.همه طبقات زيورهايى داشتند.زنان پيكر خود را به نيم تنه و كمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ مىآراستند، موى خود را به زيبايى دسته مىكردند يا به دو طرف سر مىريختند، يا به دستهها بافته به پشتسر
مىآويختند و گاهى اوقات با رشتههاى سياه ابريشم نمايش آن را بيشتر مىكردند.غالبا خود را به جواهر و گل مىآراستند.پس از سال97 هجرى چهره خويش را از زير چشم به نقاب مىپوشيدند.از آن پس اين عادت همچنان رواج بود.»
ويل دورانت در جلد 10 تاريخ تمدن صفحه233 راجع به ايرانيان باستان مىگويد:
«داشتن متعه بلا مانع بود.اين متعهها مانند معشوقههاى يونانى آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند، اما زنان قانونى معمولا در اندرون خانه نگهدارى مىشدند.اين رسم ديرين ايرانى به اسلام منتقل شد.» ويل دورانت طورى سخن مىگويد كه گويى در زمان پيغمبر كوچكترين دستورى درباره پوشيدگى زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهى كرده بوده است!و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجرى با بىحجابى كامل رفت و آمد مىكردهاند. و حال آنكه قطعا چنين نيست.تاريخ قطعى بر خلاف آن شهادت مىدهد.بدون شك زن جاهليت همچنان بوده كه ويل دورانت توصيف مىكند ولى اسلام در اين جهت تحولى به وجود آورد.
عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مىكرد:
«مرحبا به زنان انصار.همينكه آيات سوره نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون
بيابد.سر خود را با روسريهاى مشكى مىپوشيدند.گويى كلاغ روى سرشان نشسته است» . (1)
در سنن ابو داود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام سلمه نقل مىكند با اين تفاوت كه ام سلمه مىگويد:
«پس از آنكه آيه سوره احزاب يدنين عليهن من جلابيبهن نازل شد زنان انصار چنين كردند.» «كنت گوبينو» در كتاب سه سال در ايران نيز معتقد است كه حجاب شديد دوره ساسانى، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقى ماند.او معتقد است كه آنچه در ايران ساسانى بوده است تنها پوشيدگى زن نبوده استبلكه مخفى نگه داشتن زن بوده است. مدعى است كه خودسرى موبدان و شاهزادگان آن دوره به قدرى بود كه اگر كسى زن خوشگلى در خانه داشت نمىگذاشت كسى از وجودش آگاه گردد و حتى الامكان او را پنهان مىكرد زيرا اگر معلوم مىشد كه چنين خانم خوشگلى در خانهاش هست ديگر مالك او و احيانا مالك جان خودش هم نبود.
«جواهر لعل نهرو» نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان روم و ايران به جهان اسلام وارد شد.در كتاب نگاهى به تاريخ جهان جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامى به تغييراتى كه بعدها پيدا شد اشاره مىكند و از آن جمله مىگويد:
«يك تغيير بزرگ و تاسفآور نيز تدريجا روى نمود و آن در وضع زنان بود.در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت.زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگى نمىكردند بلكه در اماكن عمومى حضور مىيافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مىرفتند و حتى خودشان به وعظ و خطابه
مىپرداختند.اما عربها نيز بر اثر موفقيتها تدريجا بيش از پيش رسمى را كه در دو امپراطورى مجاورشان يعنى امپراطورى روم شرقى و امپراطورى ايران وجود داشت اقتباس كردند.عربها امپراطورى روم را شكست دادند و به امپراطورى ايران پايان بخشيدند.اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب ناپسند اين امپراطوريها گشتند.به قرارى كه نقل شده است مخصوصا بر اثر نفوذ امپراطورى قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايى زنان از مردان و پرده نشينى ايشان در ميان عربها رواج پيدا كرد.تدريجا سيستم «حرم» آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند.» سخن درستى نيست.فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمان با تازه مسلمانان غير عرب، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشتشديدتر شد نه اينكه اسلام اساسا به پوشش زن هيچ عنايتى نداشته است.
از سخنان نهرو برمىآيد كه روميان نيز (شايد تحت تاثير قوم يهود) حجاب داشتهاند و رسم حرمسرادارى نيز از روم و ايران به دربار خلفاى اسلامى راه يافت. اين نكته را ديگران نيز تاييد كردهاند. 
در هند نيز حجاب سخت و شديدى حكمفرما بوده است ولى درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تاثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانى حجاب زن را پذيرفتهاند.آنچه مسلم است اين است كه حجاب هندى نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است.از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن برمىآيد كه حجاب هندى به وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است.
نهرو پس از سخنانى كه از او نقل كرديم مىگويد:
«متاسفانه اين رسم ناپسند كم كم يكى از خصوصيات جامعه اسلامى شد و هند نيز وقتى مسلمانان بدين جا آمدند آن را آموخت.» به عقيده نهرو حجاب هند به واسطه مسلمانان به هند آمده است.
ولى اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكى از علل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديمترين ايام حجاب را پذيرفته است، زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پليد شمردن لذات مادى بوده است.
راسل در زناشويى و اخلاق صفحه 135 مىگويد:
«اخلاق جنسى آنچنان كه در جوامع متمدن ديده مىشود از دو منبع سرچشمه مىگيرد: يكى تمايل به اطمينان پدرى، و ديگرى اعتقاد مرتاضانه به خبيثبودن عشق.اخلاق جنسى در اعصار ما قبل مسيحيت و در ممالك خاور دور تا به امروز فقط از منبع اول منشعب مىشود و استثناى آن هند و ايران است كه ظاهرا رياضت طلبى در آنجا پديد آمده و در سراسر جهان پراكنده شده است.» به هر حال آنچه مسلم است اين است كه قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتكر آن نيست.
مهين عباسي طالقاني، معروف به اسكويي، نويسنده، مترجم و نخستين زن كارگردان تئاتر يكشنبهشب به دليل بيماري در بيمارستان مدرس تهران درگذشت.
اين هنرمند فقيد هنگام مرگ ۷۵سال داشت و طبق وصيت خود قرار است در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شود.
اسكويي نخستين كارگردان زن ايراني است كه از دهه ۲۰شمسي به تحصيل با موضوع هنر نمايش در خارج از كشور پرداخت و در مكتب هنري استانيسلاوسكي به كسب علم پرداخت.
اسكويي علاوه بر كارگرداني، برگردان (ترجمه) نمايشنامههاي برجسته تاريخ تئاتر و آثار استانيسلاوسكي را در كارنامه هنري خود ثبت كرده است.
«نظريهپردازي و كارگردان تئاتر درباره آموزش روشهاي بازيگري از روسي به فارسي»، «كار هنرپيشه، روز خود در جريان تئاتر»، «كار هنرپيشه روي نقش و كار هنرپيشه روي خود در جريان تجسم» از كتب نگارشي اين هنرمند فقيد به شمار ميرود. 
همچنين ترجمه نمايشنامههاي «تانيا» از آرلوف، «شبهاي سپيد» نوشته داسايسوفسكي، «گرگ و برهها»، «صاعقه» از آستروفسكي، «كالسكه زرين» پروستر مريمه، «در اعماق ييلاقنشينان» و «فرزندان خورشيد» نوشته ماكسيم گئوركي، «سه خواهر»، «خرس» و «خواستگاري» از آنتوان چخوف را در فهرست كارهاي خويش ثبت كرد.
مراسم تشييع اين هنرمند فقيد، ۱۴ديماه (چهارشنبه) از مقابل تالار وحدت تهران برگزار ميشود.